العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

218

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

ميخواهد دكان را سوراخ كند و اشياء آن را بسرقت ببرد ، برنامه من در اين گونه موارد كه كسى را باتهام دزدى ميگيرم اينست كه بلافاصله او را پانصد تازيانه ميزنم قبل از آنكه افرادى بفهمند و بخواهند براى او وساطت كنند تا لا اقل مقدارى از كيفرش را ببيند ولى امشب وقتى ميخواستم اين مرد را مجازات كنم به من گفت از خدا بترس و خدا را بر خود خشمگين مساز زيرا من از شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام و از شيعيان اين امام يعنى پدر حضرت قائم عليه السّلام هستم من دست نگهداشتم و به او گفتم ما با هم از كنار منزل آن حضرت عبور ميكنيم اگر حضرت ترا بعنوان شيعه خود شناخت رهايت ميسازم و گر نه دست و پايت را جدا ميكنم بعد از هزار تازيانه كه بر بدنت خواهم زد و اكنون او را خدمت شما آوردم آيا اين همچنان كه ادعا دارد از شيعيان حضرت على عليه السّلام هست يا نه ؟ حضرت فرمودند ، پناه به خدا ، اين مرد شيعه على عليه السّلام نيست و بخاطر اين ادّعاى بى جا و گمان بىموردى كه نسبت به خود داشته خداوند او را در چنگ تو قرار داده است ، فرماندار عرضكرد رنج مرا پايان دادى هم اكنون پانصد تازيانه بر او ميزنم و در اين كيفر هيچ گناهى بر من نخواهد بود ، چون مقدار زيادى از آن حضرت دور شد دستور داد آن مرد را برو بر زمين انداختند و دو مأمور مجازات بر آن گمارده يكى از جانب راست او و ديگرى از جانب چپ و گفت او را بزنيد مأمورين چوبهاى خود را به پشت او فرود آوردند ولى بجاى اينكه به بدن او بخورد بر زمين مىخورد بطورى كه فرماندار ناراحت شد و مأمورين را نهيب زد ، و گفت زمين را ميزنيد ؟ چوبها را به پشت او بزنيد نه بر زمين ، مأمورين با دقت بيشترى پشت او را هدف قرار ميدادند ولى دست آنها لرزيد و بجاى آنكه چوب بر پشت متهم بخورد به دست خود مأمورين خورد و فرياد آنها از درد بلند شد . فرماندار گفت ، واى بر شما آيا ديوانه هستيد ، چرا يك ديگر را ميزنيد ؟ اين مرد متهم را بزنيد گفتند ما چوب را به پشت او فرود مىآوريم ولى دست ما مى -